مقالات

معماری خوشبختی “Alain de Botton”

خلاصه کتاب معماری خوشبختی اثر آلن دوباتن:
از زمان بنای بابل و ساخت اولین هرم مصری، معماری به عنوان یک شغل  نه تنها به عنوان یک صنعت، بلکه به عنوان یک هنر شناخته می‌شود و جایی که هنر وجود دارد، زیبایی نیز وجود دارد.

امروزه، ما می‌توانیم زیبایی معماری عبادتگاه‌های باستانی، کلیساهای قرون وسطی، عمارت‌های شهری و آسمان‌خراش‌های مدرن را تحسین کنیم. اما چه چیزی زیبایی معماری را تعریف می‌کند؟ چه چیزی باعث می‌شود ما به ساختمان‌ها احترام بگذاریم و معماری چه چیزی از احساس خود ما میگوید.
در این خلاصه کتاب، شما خواهید دید که چگونه ساختمان‌ها خاطرات را برانگیخته، افرادی را به یاد ما می آورند و با ما صحبت می‌کنند. شما درباره زیبایی معماری و اینکه معماری چگونه می‌تواند ویژگی‌های خاص شخصیت شما را بروز دهد، یاد خواهید گرفت.
 
در این خلاصه از کتاب "معماری خوشبختی" نوشته الن دو بوتون، شما همچنین خواهید آموخت:- چرا فعالان سوسیالیستی از ظروف زینت‌دار برای خوردن غذا استفاده نمی‌کنند؟
- چگونه یک سقف سفید می‌تواند افکار آنارشیستی را فرو نشاند؟
- چرا ما بر روی کف‌های چوبی خانه خود الگوهای شبکه‌ای می سازیم ؟

ایده کلیدی شماره 1: چرا استانداردهای زیبایی معماری در طول زمان تغییر کرده‌اند؟

معمول است که یک نفر یک ساختمان را بسیار زیبا بداند، در حالی که دیگری آن را بدترین چیزی که تاکنون دیده است، بنامد. اما آیا قوانینی وجود دارند که زیبایی معماری را تعریف می‌کنند؟
به طور تاریخی، بدون شک استاندارد دستاوردی در  معماری به نام سبک کلاسیک بود، یک نمونه که تلاش می‌کند برخی از ویژگی‌های اصلی ساختمان‌های یونانی را تکرار کند.
فقط به یکی از معابد آتنی فکر کنید، با نما‌ی گسترده و متقارن، ستون‌هایی با جزییات دقیق و شکل‌های هندسی تکراری.

 

رومیان شدیداً تحت تأثیر این سبک معماری قرار گرفتند و اصول معماری یونانی را در شهرهای خود به کار بستند. سپس، تقریباً ۱۰۰۰ سال بعد، سبک کلاسیک دوباره به وسیله رنسانس ایتالیا به صدرنشینی رسید

از همان جا مانند آتشی در سراسر اروپا و حتی آمریکا گسترش یافت. به عنوان مثال، دانشگاه ویرجینیا که توسط توماس جفرسون در سال ۱۸۲۶ ساخته شد، سبک رومی به نمونه واضحی از آن است.

اگرچه معماری کلاسیک بعد از ظهور اولیه‌اش به طور خیره‌کننده‌ای محبوب شد،اما در قرن نوزدهم تنها استاندارد معتبر زیبایی معماری نبود. علاوه بر آن  سبک گوتیک وجود داشت، که از قلعه‌ها و کلیساهای قرون وسطی برگرفته شده بود و در پایان قرن هجدهم دوباره رایج شد.
این اتفاق به دلیل هوراس والپول، فرزند نخست وزیر بریتانیا در آن زمان، رخ داد. او در بازه زمانی ۱۷۵۰ تا ۱۷۹۲، یک ساختمان گوتیک بزرگ برای خود در استرابری هیل لندن ساخت. با این بازگشت، زیبایی معماری برای مدتی داخل دسته‌بندی‌های کلاسیک یا گوتیک ثابت ماند. تفاوت‌های بیشتر توسط برخی معمارانی بوجود آمد که دو سبک را در یک پروژه ترکیب کردند، و با انتقادات زیادی در زمان خود رو به رو شدند.
اما همه چیز زمانی تغییر کرد که مهندسان صنعتی نظریات خود را درباره زیبایی معماری شکل دادند. این تحول با ظهور ماشین‌آلات جدید انقلاب صنعتی اتفاق افتاد، که باعث این شد مهندسان  در طراحی ساختمان‌های جدید نقش تاثیرگذارتری ایفا کنند.

ایده کلیدی شماره 2: اشیا و ساختمان‌ها با ما صحبت می‌کنند و ما را به خاطرات می‌اندازند و از یاد ما نمی‌روند.

پس، انواع مختلفی از معماری وجود دارد، هرکدام با مجموعه خاصی از قوانین خود. اما چرا ما از زیبایی بصری برخی ساختمان‌ها و اشیا بیشتر از بقیه لذت می‌بریم؟

یکی از دلایل آن این است که هر شیء طراحی شده، مثل یک فنجان چای، یک ساختمان یا یک صندلی، درباره ارزش‌ها، هم روانشناختی و هم اخلاقی، با ما صحبت می‌کند. فقط تصور کنید چگونه یک مجموعه ساده از ظروف اسکاندیناویایی ممکن است به ما سبک زندگی متواضع و شیکی را ارائه دهد، در حالی که یک مجموعه زینت‌دار به یک سبک زندگی تجملاتی و متمرکز شده بر طبقات اجتماعی اشاره می‌کند.

به طور ساده، اگر ارزش‌ها و سبک زندگی که یک طرح معرفی می‌کند، با ما سازگار باشد، آن را زیبا و جذاب خواهیم یافت. به این ترتیب، یک فعال سوسیالیست ممکن است ظروف زینت‌دار را ناخوشایند بداند زیرا این مسئله به نابرابری در ثروت اشاره می‌کند.

علاوه بر این، شیوه طراحی اشیا و ساختمان‌ها می‌تواند به ما یادآور شخصیت‌ها شود. این موضوع برای کسی که ارتباطات انسانی را با اشیا برقرار می‌کند، به عنوان یک تمایل طبیعی نیست. فقط به پلکان‌های بلند، نازک و نوک‌نما یک کلیسای گوتیک فکر کنید؛ آنها ممکن است به شما یادآور شخصی باشند که شدید، بی رحم و مشکلات عاطفی دارد.

از طرف دیگر، یک ستون گرد، گسترده و فضایی که در نمای کلاسیک ساختمان قرار دارد، ممکن است به شما یادآور شخصی باشد که استوار است، به چالش‌های زندگی به دلخواه و با ثابت قدمی می‌ایستد و به ندرت احساس و هیجان نشان می‌دهد. به همین شکل، همانطور که ما اشیا را بر اساس ارزش‌هایمان انتخاب می‌کنیم، ساختمان‌هایی که به سمت آن جذب می‌شویم، عموماً آنهایی هستند که نشان‌دهنده نوع افرادی است که بیشترین جذابیت را برای ما دارند.

و در آخر، ساختمان‌ها نیز خاطرات را یادآور می شوند. به عنوان مثال، شما ممکن است معماری گوتیک را به دلیل اینکه شما را به یاد خاطره ای ناخوشایند در مدرسه ابتداییتان می‌اندازد، بسیار زشت بدانید. یا ممکن است پنجره بلند و باریک را زیبا بیابید زیرا به شما یاد آوری دریچه های نازک معابد باستانی مصر که در طول تعطیلات خانوادگی خوشایندی دیدید شود.

ایده کلیدی شماره 3: ساختمان‌ها ویژگی‌های خاص شخصیت ما را بروز می‌دهند.

اکنون می‌دانید که معماری‌ای که آن را زیبا می‌یابید، معماری است که ارزش‌های شما را منعکس می‌کند - اما چرا باید اهمیتی بدهید که محیط شما با اعتقادات شما هماهنگ باشد؟

زیرا محیط شما می‌تواند به بروز بخش‌هایی از شخصیت شما کمک کند. این امر اهمیت دارد زیرا انسان‌ها لایه‌های روانشناختی پیچیده‌ای دارند و برخی از آنها به راحتی در دسترس نیستند.

به عنوان مثال، شما نمی‌توانید هر زمان که خواستید به طبیعت خلاق خود بپردازید. بلکه باید در محیط مناسب باشید تا خلاقیت را برانگیزید؛ یک پارک زیبا به طبیعت خود نسبت به یک توالت عمومی آلوده بسیار الهام‌بخش‌تر است.

این واقعیت ساده در راستای استفاده از روش‌های متعددی قرار گرفته است. به عنوان مثال، معماری مذهبی از اصل فوق برای ابراز جنبه معنوی مردم استفاده می‌کند.

معماران مذهبی، که می‌دانند محیط افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌خواستند از ساختمان‌هایشان برای ارتباط اطلاعاتی درباره ایدئولوژی مذهبی خود در مورد عبادت، معنویت و تأمل استفاده کنند. بنابراین، کلیساها را با سقف‌های بلند، راهروهای با طرح های پیچیده و شیشه‌های نورانی ساختند تا به رشد جنبه‌های معنوی و تأملی افرادی که وارد آنها می‌شوند کمک کنند.

این عناصر طراحی به خاطر داشته‌اند که سقف‌های بلند زیبا نشان‌دهنده یک قدرت بزرگتر است، در حالی که نوری که از طریق شیشه‌های رنگارنگ می‌تابد، نوری است که افراد هنگام عبور به زندگی پس از مرگ می‌بینند. بسیاری از افرادی که در کلیساهای خیره کننده قدم می‌گذارند، می‌توانند شهادت بدهند که بودن در چنین فضایی واقعاً باعث می‌شود اعتقادات مسیحی به صورت واقعی تری به نظر برسد.

اما این تکنیک‌ها فقط برای معماری مسیحی مورد استفاده قرار نگرفت. سازندگان مسلمان همچنین از هندسه استفاده کردند تا خدا را به ذهن بیاورند. اصل راهبردی برای این معماران این بود که وقتی یک ناظر الگوهای هندسی بی‌نظم و ناممکن یک مسجد را مشاهده می‌کند، احساس تحت تأثیر قرار گرفتن از کمال خدا را تجربه کند.

و حتی خانه‌های بدون اعتقادات مذهبی نیز از چنین استراتژی‌هایی برای به بروز آوردن بخش‌های خاصی از شخصیت استفاده می‌کنند. فقط به این فکر کنید که یک خانه مرتب، روشن و راحت چگونه می‌تواند جنبه‌های آرام، اصیل و صبور شما را بیشتر بیان کند. اینگونه محیطی ممکن است به عنوان یک پناهگاه مهم در پایان یک روز طولانی و پر استرس در محل کار، عمل کند.

 

ایده کلیدی شماره 4: معماری به کاذب بودن ایده‌ها کمک کرده است، اما می‌تواند همچنین بهبودی را در افراد ایجاد کند.

ساختمان‌ها می‌توانند تأثیری بر روی احساسات و رفتار ما داشته باشند، که این  توجیه می‌کند که چرا در طول تاریخ، معماری به عنوان یک وسیله برای نمایش و بروز یک تصویر خاص از خود به دنیای بیرون استفاده شده است.

به عنوان مثال، یک خانه کلاسیک با نمای بزرگ و ستون‌های بزرگ و ستونی می‌تواند ایده‌آل‌های کلاسیک را در مورد اصالت، نجابت و اعتدال را به خاطر بیاورد. به عبارت دیگر، افرادی که چنین خانه‌ای را می‌بینند، ممکن است صاحب آن را با ارزش‌های کلاسیک مرتبط کنند.

اما همه ما می‌دانیم که این تنها یک خیال است. زندگی در یک خانه بزرگ کلاسیک و پرظرفیت نمی‌تواند به صورت جادویی ارزش‌های کلاسیک را به ساکنان خانه هدیه دهد، به همان اندازه که داشتن بسیاری از کتاب‌ها به معنای داشتن تمامی دانشی که در آنها وجود دارد، نیست.

با این حال، این به معنی نیست که ایده‌آل‌های معماری نمی‌توانند به ما کمک کنند بهبود یابیم. در حالی که یک خانه ساخته شده بر اساس ایده‌آل‌های کلاسیک به صورت جادویی شما را نجیب نمی‌کند، اما هنوز قدرتی برای به وجود آوردن  و تشویق زیبایی های شخصیتی شما دارد.

به عنوان مثال، محیط کلاسیک شما ممکن است تمایل شما را برای زندگی کردن به شکلی با معتدل تر ترغیب کند. یا در ساعات تاریک، ممکن است به شما یادآور ایده‌آل‌های با نجابتی شود که به آنها تمایل دارید.

ایده کلیدی شماره 5: ما از نظم خوشمان می‌آید، اما نه بیش از حد.

 در این نقطه، یاد گرفته‌ایم که افراد زیبایی را در اشکال مختلفی می‌یابند که به طور قابل توجهی با ایده‌آل‌های خود مرتبط هستند. اما علیرغم این ذاتی بودن، می تواند به عنوان یک استاندارد جهانی زیبایی در معماری عمل کند.

خب، یک چیزی که همه انسان‌ها نیاز دارند حداقل یکمی نظم است. این نیاز قابل فهم است زیرا نظم به از نطر عقلانی  بیشتر ما جذب می‌کند؛ ما از نظم استقبال می‌کنیم زیرا می دانیم  که طبیعت هرگز نمی‌تواند آن را تولید کند.

به این ترتیب، نظم ما را از گیجی جهان محافظت می‌کند. به عنوان مثال، یک خیابان مرتب در پاریس به مردم یادآور می‌شود که جهان فقط بی‌نظمی نیست.

با این حال، نظم بیش از حد نیز می‌تواند ما را گمراه کند. بنابراین، در حالی که یک بلوک  از مجموعه آپارتمان‌های به‌خوبی طراحی شده جذاب است، یک محله کامل از ساختمان‌های یکسان بسیار زشت به نظر می‌رسد. وقتی به تا مرز انفجار به چنین اموری می‌پردازیم، افراد ممکن است تناسب‌پذیری را بیشتر خسته کننده تا زیبا بدانند.

گرداب‌ها و موج‌ها یادآور رشد در طبیعت می باشند  در حالی که الگو به ما کمک می‌کند تا آن پیچیدگی را کنترل کنیم و آن را بیش از حد غافلگیر کننده و آشفته نکنیم. در مقابل، یک پارکت چوبی تشکیل شده از برآمدگی ها و پیچیدگی های نامنظم و تصادفی از خطوط درختان برش نخورده مطمئناً مناسب و جذاب نخواهد بود؛ در پایان، این یک نمونه‌ی خالص از آشفتگی  نیست بلکه یک پیچیدگی ترتیب داده شده است.

به این ترتیب، تعادل یک ارزش معماری به حساب می‌آید که به تنهایی در تمام جنبه‌های معماری کاربرد دارد. در حالی که ما نیاز داریم متریال ها را متعادل کنیم، مانند نسبت مناسبی از آجر به چوب، ما نیز نیاز به تعادل در ابعاد نیز داریم، زیرا ارتفاع و عرض صحیح جهت زیبایی‌شناسی و ساختاری یک ساختمان بسیار حائز اهمیت است.

ایده کلیدی شماره 6: ما از معماری که شیک، هماهنگ و باطراوت انسانی‌مان سازگار باشد، لذت می‌بریم.

شیک بودن یک ویژگی محبوب در میان انسان‌ها است، به هر شکلی که این شیکی در قالب یک لباس زیبا ولی ساده، یک جفت کفش یا یک اندیشه باشد. بنابراین، معماری شیک را هم افراد ارزیابی می‌کنند. اما چه چیزی معماری را شیک می‌کند؟

به دست آوردن یک معماری شیک بک وظیفه سخت است که به نظر ساده می آید. به عنوان مثال، ما یک پل باریک با الحاقات و ابزارهای  قابل مشاهده را به یک پل سنگین و نازک ترجیح می‌دهیم، زیرا پل نازک، این دستاورد مهندسی را به سادگی نشان می‌دهد؛ به همین دلیل، به نظر ما شیک‌تر است.

همین اصل می‌تواند در نوشتن نیز به کار گرفته شود. فقط عبارت "روز را به دست بگیر" که خیلی شیک‌تر و جذابتر از "باید تلاش کنید و بهترین استفاده را از زمانی که دارید با لذت ببرید" است. هر دو عبارت تقریباً همان ایده را منتقل می‌کنند - اما عبارت اول با شیکی بیشتری این کار را انجام می‌دهد.

پس شیک بودن مهم است، اما این تنها چیزی نیست که ما از معماری می‌خواهیم. ما همچنین به دنبال هماهنگی هستیم، به معنای ساختمان‌هایی که به طور معقول و زیبایی سبک‌ها را ترکیب کنند.

 

زیرا عنصر بصری افقی با ویژگی اصلی ساختمان، ارتفاع آن، در تضاد است، به همین دلیل ساختمان‌های نمای بلند و برج‌هایی که در نیویورک دیده می‌شوند، ویژگی تعریف‌کننده ارتفاع را بیشتر برجسته می‌کنند.

در آخر، ما انسان‌ها به محیطی نیاز داریم تا دیگران ما را درک کنند . پس  همه ما موجودات پیچیده‌ای هستیم با نیازهای غریب و گاهی پنهان. بنابراین، معماری که به پیچیدگی های ما توجه نمی‌کند، معمولاً ناامید کننده است.
به عنوان مثال، شهری که به طور کاملاً راشنال طراحی شده است و مناطق مسکونی، تجاری و صنعتی خود را با آوندهای بلند جدا و مرتبط کرده است، معمولاً ما را از لذت‌های غیرمنتظره‌ی زندگی روزمره محروم می‌کند.

به عنوان مثال، شهری که به طور کاملاً راشنال طراحی شده است و مناطق مسکونی، تجاری و صنعتی خود را با آوندهای بلند جدا و مرتبط کرده است، معمولاً ما را از لذت‌های غیرمنتظره‌ی زندگی روزمره محروم می‌کند. به جای آن، ما از محیطی که به طبیعت ما حساس است و در یک طرح کاملاً منطقی نیست، ترجیح می‌دهیم.

 

پیشنهاد عملی:

جرئت کنید و مهم باشید!

معمولاً ساختمان‌های جدید اغلب طرح‌های معمول و تکراری را دنبال می‌کنند؛ یک مثال کامل از این موضوع خانه‌های یکسانی در حومه شهرهای آمریکا هستند. با دانستن اینکه چگونه این یکنواختی می‌تواند بر ما اثر داشته باشد، باید جرأت کنیم تا به طرزی خلاقانه فکر کنیم. می‌توانیم با ساختمان‌های زیبا و هوشمندانه، هم خودمان و هم زمین را بهره‌برداری کنیم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *